زندگی از نگاه من

جایی واسه چیزایی که تو هیچ جا نیست!!

زندگی از نگاه من

جایی واسه چیزایی که تو هیچ جا نیست!!

از گوشی تبلت شو تا روبات جنگجو


از گوشی تبلت شو تا روبات جنگجو

عجیب و غریب‌ترین گجت‌های این دو هفته

دوچرخه مدرن

Concept ۱۸۶۵، پدربزرگ مدرن
این دوچرخه نوظهور همان‌طور که از ظاهرش هم پیداست در حقیقت باز طراحی یک دوچرخه قرن نوزدهمی است. در قرن نوزدهم دوچرخه را به اسم‌های زیادی مثل دندی هورس (Dandy Horse) یا بون شیکر (boneshaker) صدا می‌کردند. علتش هم این بود که دوچرخه مانند اسب کوچکی بود که یک دندی (به معنی آدم خوش لباس) سوارش می‌شد. بون شیکر هم به این خاطر که صندلی‌اش همان‌قدر راحت بود که انگار پشت میز نهار خوری با دشمنت نشسته باشی. حالا یک طراح خوش‌ذوق آلمانی‌‌‌ همان طرح قدیمی را برداشته و رنگ و لعابی آینده‌نگرانه به آن داده است. رینگ‌های این دوچرخه مدرن برخلاف اجداد سفت و سختش از پلاستیک انعطاف‌پذیر اما بسیار محکم ساخته شده و رکاب‌ها نیز از فیبر کربن هستند. در ضمن زین دوچرخه روی باتری‌هایی قرار گرفته که موتور الکتریکی دوچرخه را تغذیه می‌کنند.

دوربین عکاسی

Canon EOS M۲، کوچک و حرفه‌ای
این دوربین که در نگاه اول مثل آن است که لنز بزرگی را روی شانه دوربین دیجیتالی کوچکی گذاشته باشید، در حقیقت اولین دوربین بدون آینه (mirrorless) شرکت Canon با امکان تعویض لنز است. دوربین امکان فوکوس روی نقاط بیشتر با کیفیت فوق‌العاده‌ای دارد (تا ۸۰ درصد نقاط موجود در صحنه) همچنین می‌تواند به صورت بی‌سیم تصاویر را همزمان به تبلت یا گوشی شما نیز ارسال کند. البته این دوربین جدید با قیمتی بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ دلار انتخاب چندان ارزانی نیست.

asus_padfone_mini_4_3_01 2

ASUS PadFone Mini ۷، گوشی تبلت شو نسخه ۲
ایسوس این روز‌ها به لطف گجت‌های ترکیبی‌اش از سری Transformer تا PadFone شهرت زیادی کسب کرده است. این PadFone جدید تازه‌ترین محصول این شرکت است که قرار است به زودی با قیمت ۴۰۰ دلار روانه بازار شود. کل گجت ترکیبی از یک گوشی ۳/۴ اینچی است که درون یک تبلت هفت اینچی قرار می‌گیرد. تبلت در حقیقت حکم نمایشگر بزرگ‌تری از گوشی را بازی می‌کند. گوشی با یک پردازنده
چهار هسته‌ای ۴/۱ گیگاهرتزی و یک باتری ۱۵۰۰ mAh طراحی شده است. البته تبلت هم یک باتری ۲۲۰۰ mAh جدا دارد که می‌تواند گوشی را هنگام اتصال شارژ کند. این دستگاه فعلا تنها قرار است در شرق آسیا عرضه شود و هنوز برنامه مشخصی برای سایر نقاط وجود ندارد.

روبات عنکبوتی

Attacknid، بجنگ تا بجنگیم
این روبات عنکبوتی کوچک یکی از جالب‌ترین اسباب‌بازی‌هایی است که تا امروز دیده‌ایم. این اسباب‌بازی که امسال wowstuff آن را به بازار عرضه کرده، در حقیقت یک روبات مینیاتوری کنترل از راه دور است که برای نبرد روباتیکی مینیاتوری طراحی شده و برخلاف روبات‌های ساده‌ای که همه ما از دوران کودکی به یاد داریم طراحی شده تا در هر شرایطی حرکت کند. اما وقتی روشن می‌شود خبری از موسیقی یا چراغ‌های چشمک زن رنگ‌و‌وارنگ در آن نیست. بلکه یک جنگجوی تمام‌عیار است که حتی قطعات آن نیز عوض می‌شوند. هر مدل از روبات به نوع سلاح خاصی با دیسک‌های پلاستیکی بی‌خطری مجهز است که تا ۹ متر برد دارد. زره پلاستیکی بدنه روبات طوری طراحی شده که به محض برخورد دیسک‌های پلاستیکی کنده می‌شود و کسی که روبات طرف مقابل را اول وادار به تسلیم کند پیروز میدان است.

دستبند هوشمند

Nex Band، دستبند خوشحال دیجیتالی
بازار گجت‌های پوشیدنی عجیب‌وغریب این روز‌ها به خصوص با آمدن انواع و اقسام ساعت‌ها و عینک‌های هوشمند حسابی داغ است. دراین میان تنها بعضی از این گجت‌ها واقعا متفاوتند و این دستبند یکی از همین معدود گجت‌های نوظهور است که به‌طور همزمان یک کنسول بازی و یک طلسم خوش شانسی به شمار می‌رود. می‌پرسید چطور؟ این دستبند از طریق بلوتوث می‌تواند شکلک‌های مخصوص خودش را بر اساس اطلاعاتی که روزانه از شخص دریافت می‌کند به نمایش درآورد. گفته می‌شود احتمال دارد بازی مرتبط با شبکه‌های اجتماعی نیز مبتنی بر آن نیز تکامل پیدا کند

Ryan Seacrest keyboard

Ryan Seacrest keyboard عشق است بلک بری
این محافظ بدنه نوظهور برای آنهایی طراحی شده که دوست دارند گوشی iPhone با صفحه کلید داشته باشند. این صفحه کلید دقیقا مشابه گوشی‌های BlackBerry طراحی شده تا کاربران قدیمی این گوشی‌ها را هم که به دنیای اپل کوچ کرده‌اند راضی کند. کل پوشش خیلی ساده به صورت کشویی به گوشی متصل شده و از طریق بلوتوث با گوشی ارتباط بر قرار می‌کند. این محصول هم مثل خیلی دیگر از محصولات نوظهور این روز‌ها قرار است رسما در نمایشگاه CES برای iPhone ۵/۵s آینده معرفی شود

عینک هوشمند

Lumus، گلس سربازی رفته!
Lumus در اصل یک شرکت طراحی‌کننده نمایشگرهای سربالای نظامی برای جنگنده‌های F-۱۶ و A-۱۰ آمریکایی است که حالا بر اساس‌‌‌ همان تکنولوژی عینک هوشمند خود را هم عرضه کرده است. این عینک برخلاف Google glass هیچ نمایشگری جلوی چشمتان ندارد بلکه کل شیشه سمت راست عینک نمایشگر شماست. به این ترتیب که مانند کلاه خلبان‌های نظامی تصاویر مستقیما روی شیشه عینک، جلوی چشم شما با کیفیت ۶۴۰ در ۴۸۰ منعکس می‌شوند. این عینک یک دوربین پنج مگاپیکسلی نیز دارد اما متاسفانه باتری آن تنها ۱ تا ۲ ساعت دوام می‌آورد. لوموس هنوز نگفته این محصول را کی روانه بازار خواهد کرد. اما قرار است این گجت را در نمایشگاه CES ۲۰۱۴ برای توضیحات بیشتر به نمایش درآورد.


دستاوردهای بزرگ علمی سال 2012


به گزارش ایران ناز در میان دستاوردهای بزرگ علمی سال 2012 نشنال جئوگرافیک ده نمونه را به عنوان پرمخاطب ‎ترین کشفیات این سال معرفی کرده است. این کشفیات در سه حوزه حیات وحش، فیزیک و اختر فیزیک و باستان شناسی حاصل شده اند.
 
مهمترین اکتشافات علمی سال 2012 (گزارش تصویری)
10- کروکودیل رکوردشکن
با 6.17 متر طول، این کروکودیل آب شیرین رسما به عنوان بزرگ‌ترین کروکودیل در اسارت دنیا، جولای / تیرماه گذشته نامش در کتاب رکوردهای گینس ثبت شد. این کروکودیل که گمان می‌رود مسول حمله به چند انسان و کشتن دو نفر بوده، در ماه سپتامبر 2011 / سهریور 1390 در شهر بوناوان فیلیپین به دام افتاد. فهرست گینس بر اساس داده‌های متخصصان مختلف تهیه شده است. از جمله این متخصصان، آدام برایتون جانورشناس و متخصص کروکودیل‌ها است، که در مرکز تحقیقاتی و پارک زیستی بوناوان فیلیپین این جانور وحشی را اندازه‌‌گیری کرده است.
 
مهمترین اکتشافات علمی سال 2012 (گزارش تصویری)

9- کشف مولکول های قند در فضا
اخترشناسان موفق به انجام یک کشف شیرین شدند: آنها موفق شدند مولکول‌های تشکیل‌دهنده قندهای ساده را در حالی که در گازهای اطراف یک ‌ستاره با فاصله حدود 400 سال نوری از زمین شناورند، شناسایی کنند و این احتمال را بدهند که در سیارات دیگر نیز حیات وجود دارد. اگرچه این کشف که در شهریورماه انجام شد ثابت نمی‌کند که حیات در جایی دیگر در کیهان وجود دارد، اما بیانگر این است که دلیلی بر عدم وجود آن نیز وجود ندارد.
 
به گزارش ایران ناز این کشف باارزش نشان می‌دهد مولکول‌های غنی از کربن که واحدهای ساختاری حیات را تشکیل می‌دهند، می‌توانند حتی پیش از شکل گرفتن سیارات به وجود آمده باشند. محققان واژه قند را به مولکول‌های آلی اطلاق می‌کنند که اغلب ما به نام کربوهیدرات‌ها می‌شناسیم و از کربن، هیدروژن و اکسیژن تشکیل شده‌اند.
 
مهمترین اکتشافات علمی سال 2012 (گزارش تصویری)

8- کشف سیاره‌ای جدید در منظومه شمسی
بر اساس گزارشی که در ماه می / اردیبشت‌ماه منتشر شد، شاید یک سیاره هنوز کشف نشده وجود دارد که در حاشیه تاریک منظومه شمسی در حال گردش است. به گفته رودنی گومز، اخترشناس رصدخانه ملی برزیل در ریو دوژانیرو، به نظر می‌رسد این سیاره احتمالی دیده نشده که بسیار دورتر از آن است که به آسانی توسط تلسکوپ‌های زمینی شناسایی شود، حضور خود را با ایجاد اختلال در مدار اجسام کمربند کوئیپر نشان می‌دهد. اجرام کمربند کوئیپر توده‌های یخی کوچک -از جمله برخی سیارات کوتوله- هستند که در منظومه شمسی و فراتر از مدار نپتون قرار دارند.
 
مهمترین اکتشافات علمی سال 2012 (گزارش تصویری)

7- کشف آخرین ذره
در ماه جولای / تیرماه، دو گروهی که به طور مستقل در برخورددهنده بزرگ هادرونی (ال.اچ.سی) کار می‌کردند؛ گزارش کردند که با قطعیت بیش از 99 درصد مطمئن هستند که موفق به کشف بوزون هیگز  شده‌اند، و یا حداقل یک نوع ذره جدید را دقیقا در جایی که انتظار حضور بوزون هیگز می‌رود پیدا کرده‌اند. این ذره که فیزیک‌دانان مدت‌ها به دنبال آن بوده‌اند، ممکن است بتواند با توضیح اینکه چطور اجسام در جهان ما جرم خود را به دست می‌آورند، مدل استاندارد فیزیک را تکمیل کند و توضیح دهد که چرا کهکشان‌ها، سیارات و حتی انسان‌ها وجود دارند.
 
مهمترین اکتشافات علمی سال 2012 (گزارش تصویری)

6- کشف دنیای گمشده در قطب جنوب
گونه جدید نامگذاری نشده‌ای از خرچنگ یتی، در نزدیکی دهانه‌های گرمابی داغ و سرشار از مواد معدنی کف اقیانوس در قطب جنوب اجتماع کرده‌اند؛ مکانی که به گفته دانشمندان یک «دنیای گمشده» جدید از مخلوقات عجیب اعماق دریا است. یک زیردریایی رباتیک مجهز به دوربین در این منطقه از گونه‌هایی مانند بارناکل‌ها، خرچنگ‌ها، شقایق‌های دریایی و حتی اختاپوس‌ها فیلم گرفته است که اغلب آنها بی‌رنگ بوده و در تاریکی مطلق عمق 2400 متری دریا زندگی می‌کنند.
 
مهمترین اکتشافات علمی سال 2012 (گزارش تصویری)

5- کشف منظومه ستاره‌ای با 9 سیاره
اخترشناسان ستاره‌ای در فاصله 127 سال نوری از زمین کشف کرده‌اند که احتمال دارد تعداد سیارات آن حتی از منظومه شمسی ما بیشتر باشد. در این صورت، این سامانه سیاره‌ای شلوغ‌ترین سامانه‌ای خواهد بود که تا کنون کشف شده است. بر اساس مطالعه‌ای که در ماه آوریل / فروردین‌ماه منتشر شد، ستاره HD 10180 ستاره‌ای خورشیدمانند در صورت فلکی مار آبی (Hydrus) واقع در نیم‌کره جنوبی زمین است که احتمالا با داشتن 9 سیاره، منظومه شمسی ما را که به طور رسمی تنها 8 سیاره دارد شکست می‌دهد.
 
مهمترین اکتشافات علمی سال 2012 (گزارش تصویری)

4- بهشت گونه‌های جدید حیوانی در پرو
گونه جدیدی از میمون‌های شب‌رو، تنها یکی از هشت گونه پستاندار جدیدی هستند که طی یک کاوش در پناهگاه ملی تاباکوناس نامباله در شمال پرو کشف شدند؛ کشفی که خبر آن در ماه سپتامبر / شهریورماه اعلام شد. گروهی از جانورشنااسان مکزیکی و پرویی این «بهشت تازه از تنوع زیستی ناشناخته» را در سفر اکتشافی خود طی سال‌های 2009 تا 2011 / 1388 تا 1390 کشف کردند.
 
مهمترین اکتشافات علمی سال 2012 (گزارش تصویری)

3- کشف دوزیستان بی دست و پا
این جانوران به هیچ وجه مار یا کرم نیستند. آنها دوزیستان بدون دست و پایی هستند که در نقب‌هایی درون خاک زندگی می‌کنند و برای دانشمندان کاملا ناشناخته هستند. جانوری که در این عکس در حال حفاظت از تخم‌هایش در زیستگاه بومی‌اش در شمال‌شرقی هند به تصویر کشیده شده است، یکی از شش گونه جدید احتمالی است که به خانواده مرموزی از دوزیستان موسوم به caecilian تعلق دارند.
 
مهمترین اکتشافات علمی سال 2012 (گزارش تصویری)

2- نقاشی‌های باستانی مایاها که روز رستاخیز را رد می‌کردند
در آخرین کلان‌شهر شناخته شده مایاها که بخش اعظمی از آن کماکان حفاری نشده باقی مانده است، باستان‌شناسان موفق به کشف تنها نقاشی دیواری شناخته شده قوم مایا شدند که دیوارهای یک خانه باستانی را زینت داده بود. البته به گفته دانشمندان این نقاشی، یک نقاشی دیواری معمولی نیست.
 
علاوه بر صحنه‌ای از یک شاه و ملازمانش که هنوز طراوت خود را حفظ کرده است، دیوارها مملو از محاسباتی هستند که به کاتبان باستانی کمک می‌کرده است تا مقادیر گسترده زمان را حساب و دنبال کنند. بر خلاف این ایده که مایاها پایان دنیا را برای سال 2012 پیش‌بینی کرده بودند (که مطمئنا اکنون می‌دانیم ادعای پوچی بوده است)، نشانه‌های روی دیوار تاریخ‌هایی از هزاران سال آینده را نشان می‌دهد.
 
مهمترین اکتشافات علمی سال 2012 (گزارش تصویری)

1- کشف معبد مهیج مایاها
حدود 1600 سال پیش، معبد خورشید شب، یک برج دیده‌بانی قرمز خونین بود که از کیلومترها دورتر دیده می‌شد و با نقاب‌های عظیمی از خدای خورشید مایا به شکل کوسه، آشامنده خون و پلنگ خالدار آمریکایی (جگوار) تزئین شده بود.
 
مدت‌ها پس از گم شدن در جنگل‌های گواتمالا، بالاخره این معبد چهره خود را به باستان‌شناسان نشان داد و سرنخ‌های جدیدی درباره امپراطوری رشک برانگیز مایاها را آشکار ساخت. بر خلاف امپراطوری‌های نسبتا متمرکز اینکا و آزتک، تمدن مایا -که پراکندگی آن در محدوده‌ای بود که امروز گواتمالا، برزیل و ناحیه یوکاتان مکزیک را شامل می‌شود- اجتماعی پراکنده از کلان‌شهرها بود.

دو نمونه از اکتشافات جدید علمی


دراین مطلب  به دو نمونه از اکتشافات جدید علمی جهان می پردازیم.


دوقلوی زمین کشف شد

دوقلوی زمین کشف شد

منجمان وجود سیاره ای شبیه به زمین در "ناحیه قابل سکونت" اطراف یک ستاره که بی شباهت به خورشید نیست را تایید کرده اند.

این سیاره که "کپلر 22- بی" نامگذاری شده حدود 600 سال نوری از ما فاصله دارد و تقریبا دو و نیم برابر زمین است. دمای آن 22 درجه سانتیگراد تخمین زده می شود.

تاکنون سیاره ای تا این اندازه شبیه به زمین در این فاصله پیدا نشده بود با این حال این تیم هنوز نمی داند که آیا این سیاره عمدتا از چه جنسی تشکیل شده - سنگ، گاز یا مایع.

دوقلوی زمین کشف شد

در جریان کنفرانسی که این نتایج در آن اعلام شد، تیم تلسکوپ کپلر گفت 1094 سیاره تازه را شناسایی کرده است.

تلسکوپ فضایی کپلر برای رصد همزمان بخش ثابت و پهناوری از آسمان شب طراحی شده به طوری که 150 هزار ستاره در میدان دید آن قرار می گیرند.

این تلسکوپ آنقدر حساس است که می تواند عبور یک سیاره از برابر ستاره مرکزی را ردیابی کند؛ گذری که باعث افت نور ستاره به مقدار خیلی خیلی کم می شود.

وظیفه کپلر ردیابی این تغییرات بسیار خفیف در ستاره مرکزی است که در رصدهای بعدی توسط کپلر و سایر تلسکوپ های فضایی و زمینی تایید می شود.

کپلر 22- بی یکی از 54 نامزدی بود که تیم کپلر در ماه فوریه گزارش کرده بود و اولین سیاره ای است که وجودش توسط سایر تلسکوپ ها تایید می شود.

کپلر 22- بی در مقایسه با فاصله زمین از خورشید، حدود 15 درصد به ستاره خود نزدیکتر است و سال آن 290 روز است.

با این حال خورشید آن 25 درصد انرژی کمتری تولید می کند که باعث می شود این سیاره بتواند آب مایع را حفظ کند.

تیم کپلر مجبور بوده است منتظر سه بار عبور این سیاره از برابر ستاره مرکزی شود تا موقعیت آن را از یک به اصطلاح "نامزد" سیاره بودن به "تایید شده" ارتقا دهد.

ویلیام بوروکی محقق اصلی کپلر در مرکز تحقیقات آمس ناسا گفت: "با کشف این سیاره بخت به ما لبخند زد. اولین گذر فقط سه روز پس از آنکه ما تلسکوپ کپلر را آماده کار اعلام کردیم روی داد. ما سومین گذر تعیین کننده را در جریان تعطیلات سال 2010 ردیابی کردیم."

دوقلوی زمین کشف شد

این نتایج در جریان اولین کنفرانس علمی تلسکوپ کپلر اعلام شد.

کپلر تاکنون 2326 جرم آسمانی بالقوه سیاره را شناسایی کرده است که 207 عدد آنها تقریبا اندازه زمین هستند.

در مجموع نتایج حاکیست که شمار سیاراتی که طیف اندازه آنها از هم اندازه زمین تا چهار برابر آن متغیر است احتمالا بسیار بیش از آن است که قبلا تصور می شد.

Kepler 22-b: Earth-like planet confirmed

Astronomers have confirmed the existence of an Earth-like planet in the "habitable zone" around a star not unlike our own.

The planet, Kepler 22-b, lies about 600 light-years away and is about 2.4 times the size of Earth, and has a temperature of about 22C.

It is the closest confirmed planet yet to one like ours - an "Earth 2.0".

However, the team does not yet know if Kepler 22-b is made mostly of rock, gas or liquid.

During the conference at which the result was announced, the Kepler team also said that it had spotted some 1,094 new candidate planets - nearly doubling the telescope's haul of potential far-flung worlds.

Kepler 22-b was one of 54 exoplanet candidates in habitable zones reported by the Kepler team in February, and is just the first to be formally confirmed using other telescopes.

More of these "Earth 2.0" candidates are likely to be confirmed in the near future, though a redefinition of the habitable zone's boundaries has brought that number down to 48. Ten of those are Earth-sized.

'Superb opportunity'

The Kepler space telescope was designed to look at a fixed swathe of the night sky, staring intently at about 150,000 stars. The telescope is sensitive enough to see when a planet passes in front of its host star, dimming the star's light by a minuscule amount.

Kepler identifies these slight changes in starlight as candidate planets, which are then confirmed by further observations by Kepler and other telescopes in orbit and on Earth.

Kepler 22-b lies 15% closer to its sun than the Earth is to our Sun, and its year takes about 290 days. However, the planet's host star puts out about 25% less light, keeping the planet at its balmy temperature that would support the existence of liquid water.

The Kepler team had to wait for three passes of the planet before upping its status from "candidate" to "confirmed".

"Fortune smiled upon us with the detection of this planet," said William Borucki, Kepler principal investigator at Nasa's Ames Research Center.

"The first transit was captured just three days after we declared the spacecraft operationally ready. We witnessed the defining third transit over the 2010 holiday season."

The results were announced at the Kepler telescope's first science conference, alongside the staggering number of new candidate planets. The total number of candidates spotted by the telescope is now 2,326 - of which 207 are approximately Earth-sized.

In total, the results suggest that planets ranging from Earth-sized to about four times Earth's size - so-called "super-Earths" - may be more common than previously thought.

As candidates for planets similar to Earth are confirmed, the Search for Extraterrestrial Intelligence (Seti) has a narrower focus for its ongoing hunt.

"This is a superb opportunity for Seti observations," said Jill Tarter, the director of the Center for Seti Research at the Seti Institute.

"For the first time, we can point our telescopes at stars, and know that those stars actually host planetary systems - including at least one that begins to approximate an Earth analogue in the habitable zone around its host star

 

**********

راز خرچنگ‌های کشاورز آشکار شد

 خرچنگی پیدا شده است که روی بازوهای خزپوش خودش، اصلی‌ترین منبع مغذی‌اش را- که باکتری‌ها باشند- کشت و زرع می‌کند. این موجود سفید و نابینا، عضو خانواده‌ای از خرچنگ‌ها با بازوهای بلند و پشمالوست و اولین نمونه‌اش با نام "کیوا هیرسوتا" (Kiwa hirsuta)، در آب‌های تقریباً جوشان حوالی دودکش‌های زمین‌گرمایی در عمق دوهزار و 300 متری اقیاس آرام جنوبی، به فاصله هزار و 500 کیلومتری جنوب جزایر "استر" پیدا شد.

دوقلوی زمین کشف شد

 در سال 2006 میلادی بود که دانشمندان موفق به کشف گونه‌ای دیگر از این خرچنگ‌ها موسوم به "کا.پوراویدا" (K. Puravida) شدند که در شیارهای سرد و متان‌زای واقع در عمق یک‌هزار کیلومتری سواحل کاستاریکا زندگی می‌کنند. این موجود، به‌طرزی عجیب و آهنگین، بازویش را تکان می‌داد. "شاید گیج‌شدن، واژه خوبی برای نخستین احساسی باشد که پس از تماشای این موجود به من دست داد"، این را اندرو تربر (Andrew Thurber)، اقیانوس‌شناس زیستی دانشگاه ایالتی اورگون می‌گوید. تنها توضیحی که می‌شد برای چنین رفتاری داد، این بود که این خرچنگ‌ها، به‌نوعی با همنوعان دورتر خود ارتباط برقرار می‌کنند، اما تجزیه و تحلیل شیمیایی بافت اندامی کا.پوریاواها و باکتری‌هایی که روی بازوهای پشمالوی‌شان نشسته بودند، نشان داد که این سخت‌پوستان شگفت‌انگیز، اکثراً از همین باکتری‌ها تغذیه می‌کنند.

تصاویر زیردریایی بی‌سرنشین و پژوهشی بالاخره نشان داد که این خرچنگ‌ها، محصولات غذایی‌ خود را به‌کمک دهان فوق‌العاده پیچیده و پشمالوی‌شان که باکتری‌ها را به‌نوعی از روی بازوی‌شان می‌سابد، درو می‌کنند. حال، پژوهشگران معتقدند که تکان دادن آهنگین بازوها هم باعث تأمین غذای این باکتری‌ها شده است و در واقع آن‌ها را حاصلخیزتر می‌کند. هنوز معلوم نیست آیا دهان پشمالوی این خرچنگ‌ها قادر به احساس جریان‌های زیرآبی هم هست یا نه که اگر باشد، این دهان، به جاندار در شناسایی منابع مغذی بادآورده که موجب تقویت مزارع میکروبی‌شان می‌شود، کمک می‌کند.

میگوهای ژرف‌آبی و دیگر جانورانی هم در گذشته پیدا شده بودند که باکتری‌ها را پرورش می‌دادند، اما به‌گفته تربر که نتایج پژوهش تیم وی در شماره سی نوامبر نشریه علمی PLoS ONE انتشار یافت، این نخستین مدرکی است که نشان از کشاورزی حیوانات می‌دهد. او می‌گوید: "این مدارک، نشان از وسعت نادانسته‌های‌مان از ژرفای آب‌ها می‌دهد و مادامی‌که کاوش‌های‌مان به این نواحی دورافتاده هم دامن می‌گسترد، به ما می‌گوید که چقدر هنوز چیزهای بیشتری مانده که پیدا کنیم." مثلاً کاوش‌های آینده، می‌تواند نشان از وجود کشاورزان زیردریایی بیشتری هم بدهد و مشخص کند آیا این مقوله هیچ ارتباطی از حیث غذایی، با دودکش‌های زمین‌گرمایی و شکاف‌های متان‌زایِ زیرآبی هم دارد یا نه.

Yeti" Crabs Farm Food on Own Arms The "yeti" crab farms bacteria on its furry arms as its main source of food, scientists say.

The crabs””a family of crustaceans with long, shaggy arms that resemble the mythical yeti, or abominable snowman””were discovered only in 2005.

The first known species of these blind white crabs, Kiwa hirsuta, were found near boiling-hot hydrothermal vents roughly 7,500 feet (2,300 meters) deep. The vents are located on the floor of the South Pacific some 900 miles (1,500 kilometers) south of Easter Island (map). (See picture: "'Yeti Crab' Discovered in Deep Pacific.")

In 2006 scientists uncovered another species of yeti crab, K. puravida, living in cold, methane-seeping fissures about 3,300 feet (1,000 meters) deep near Costa Rica.

K. puravida regularly waved its claws slowly and rhythmically, puzzling scientists.

"When I first saw it, 'baffled' would be a good word for how I felt," said study co-author Andrew Thurber, a biological oceanographer at Oregon State University in Corvallis.

Yeti Crab Mystery Solved

One early explanation for the behavior was that the crabs were trying to keep others at a distance.

But chemical analysis of K. puravida's tissues and the bacteria dwelling on its silky arms revealed the crustaceans dine mostly on these bacteria.

Video taken by submarine then revealed that the crabs harvest their crops using highly specialized hairy mouth appendages, which scrape the bacteria off their arms.

Researchers now suggest the claw-swaying helps wash nutrients over the bacteria, essentially fertilizing them.

It remains uncertain whether the yeti crab's hairy appendages might help detect currents in the water. If so, the appendages may help crabs identify the sources of the nutrients that sustain their microbe "farms."

Yeti Crab's Bacteria Farming a First

Deep-sea shrimp and other animals had been found with bacteria growing on them before, but this is the first clear evidence of a deep-sea animal farming its bacteria, said Thurber, whose study appeared November 30 in the journal PLoS ONE.

"This shows us how little we know about the deep sea, and how much more we might find and have to protect, as exploration for resources expands into these areas."

For instance, future exploration could discover more such farmers, he said, as well as whether bacteria at hydrothermal vents and methane seeps are linked, serving as a common foodstuff linking these isolated habitats

 

ماجراهای مثلث برمودا چقدر واقعی است؟


ماجراهای مثلث برمودا چقدر واقعی است؟

0 «مثلث برمودا» نام سرزمینی اعجاب‌انگیز است که برای سال‌هاخبرهایش با ترس، تعجب وشگفتی همراه بوده‌است. سرزمین گم‌شدگانی که هیچ اثری از آن‌ها پیدا نمی‌شد. هواپیمایی که درحال عبور از آسمان این سرزمین است، ناگهان در دوردست‌ها، ابرهایی تیره با رنگ‌هایی عجیب و غریب و چراغ‌هایی در دل آن، در همان لحظه، تمام دگمه‌ها و درجه‌ها و دستگاه‌های الکتریکی از کار می افتند، قطب‌نما، سرگردان می‌چرخد و به‌وضوح (در مقایسه با موقعیت خورشید) جهت دیگری را نشان می‌دهد… از این‌جا به بعد را دیگر نمی‌دانیم چون ارتباط بی‌سیم با هواپیما قطع می‌شود و نامی دیگر به فهرست هواپیماهای گم‌شده در این سرزمین، اضافه می‌شود. کشتی‌هایی که در طوفان برای همیشه ناپدید می‌شدند و مسافرانی که هیچگاه باز نمی‌گشتند. اتفاقی که نزدیک یک‌دهه است که دیگر نیافتاده‌است.
گروهی، اتفاقات این سرزمین را به ارواح نسبت می‌دادند، گروهی آن‌را به موجوداتی که زیر اقیانوس زندگی می کنند و گروهی هم اتفاقات عجیب و غریب این ناحیه را به موجودات فضایی نسبت می‌دهند.
شاید بتوان گفت که اوج اتفاقات و ماجراهای مثلث برمودا، در دهه 1960 بود؛ در اوج جنگ سرد . البته در سرزمینی مثلثی شکل که یک ضلع آن را ایالات متحده و ضلع دیگرش را یکی از مهم‌ترین شرکای اتحاد شوروی، یعنی کوبا تشکیل می‌دهند و ضلع سومش هم یکی از توفان‌خیزترین مناطق اقیانوس اتلس است، چنین اتفاقاتی بعید به‌نظر نخواهد رسید.
در این مقاله می‌خواهیم نگاهی اجمالی و گذرا داشته باشیم بر شایعاتی که پیرامون «خطرناک‌ترین و مرموز‌ترین» بخش جهان وجود دارد و ببینیم چرا این افسانه پدید آمده است.

«مثلث برمودا» که به آن «مثلث شیطانی» هم می‌گویند، منطقه‌ای در بخش غربی شمال اقیانوس اتلس است که گفته می‌شود تعدادی هواپیما و کشتی به طرزی مرموز و اسرار‌آمیز در این منطقه ناپدید شده‌اند. بعضی بر این باورند که نحوه ناپدید شدن این هواپیماها و کشتی‌ها به گونه‌ای بوده است که نمی‌توان آن را به خطاهای انسانی، عیب و نقص تجهیزات، دزدی دریایی، بلاها و فاجعه‌های طبیعی، توطئه‌چینی یا… نسبت داد. بعضی از مردم می‌گویند برمودا منطقه عجیبی است که در آن قانون‌های طبیعت شکل دیگری دارد و قانون‌های فیزیکی که دانشمندان آنها را اعمال می‌کنند در آنجا صادق نیست و دیگر اعتبار ندارد، بلکه در آنجا قواعد دیگری در کار است که هنوز بشر آنها را نشناخته است. بعضی هم می‌گویند ابرقدرت‌ها در این منطقه پایگاه نظامی فوق‌سری دارند و نمی‌خواهند کسی از سر کنجکاوی، خبرچینی یا جاسوسی به آنجا برود. حتی بعضی پا را از اینها هم فراتر می‌گذارند و مدعی هستند موجودات فرازمینی که از کهکشان‌ها و سیاره‌های دیگر به زمین آمده‌اند، پایگاهی در مثلث برمودا دارند و از آنجا بر کل جهان مدیریت می‌کنند و چون نمی‌خواهند کسی از اسرار آنها سردرآورد، فضول‌ها را به چنین سرنوشت وحشت‌آوری دچار می‌کنند! در مورد موقعیت مکانی برمودا باید گفت که مثلث برمودا، مثلثی فرضی در اقیانوس اتلس است که تنگه فلوریدا، جزیره پورتوریکو و جزیره برمودا، سه راس آن را تشکیل می‌دهند. البته لازم به ذکر است که این تعریف از مثلث برمودا تنها یکی از بسیار تعریف‌های مثلث برموداست و هرکدام از نویسندگان بر حسب سلیقه خود این منطقه را بزرگ‌تر یا کوچک‌تر از آنچه در این جا توصیف کردیم، معرفی کرده‌اند. در عین حال یک نکته در این میان اهمیت بسیار دارد و آن هم توجه به این نکته است که هرچند کل مثلث برمودا منطقه‌ای عجیب و خوف‌آور معرفی شده است که در آن اتفاق‌های ناخواسته روی می‌دهد اما تمرکز این اتفاق‌ها در همه‌جای مثلث هم یکسان نیست و در ضلع جنوبی این مثلث، یعنی خطی که فلوریدا را به پورتوریکو وصل می‌کند و حوالی باهاما، اتفاق‌های بیشتری روی داده‌است.

برمودا خبرساز می‌شود
رد اولین ادعاهای مربوط به ناپدید شدن غیرطبیعی شناورها و هواپیما در برمودا را باید در 16 سپتامبر 1950 در آسوشیتدپرس گرفت. در آن روز خبرنگاری به نام جونز مدعی شد این ناپدید شدن‌ها غیرطبیعی است (در نظر داشته باشید که مشهورترین اتفاق در مورد پدیده‌های غیرطبیعی مثلث برمودا، پرواز شماره 19 است که پنج دسامبر 1945 روی داد). دو سال بعد هم مجله «fate» مقاله کوتاهی به قلم «جورج سند» منتشر کرد با عنوان «دریایی شگفت‌انگیز در همسایگی ما». موضوع این مقاله بررسی ناپدید شدن چند هواپیما و کشتی از جمله پرواز شماره 19 بود. «پرواز 19» اسکادرانی بود که از پنج هواپیمای بمب‌افکن نیروی دریایی تشکیل می‌شد و به یک ماموریت آموزشی می‌رفت. در همین مقاله بود که «سند» موضوع وجود منطقه‌ای مثلثی‌شکل و مرموز را برای اولین بار مطرح ساخت و مدعی شد که حوادثی را که در این مثلث روی می‌دهد نمی‌توان با پدیده‌های شناخته شده عادی تشریح کرد. بدین ترتیب افسانه «مثلث برمودا» شکل گرفت.چیزی که بر این حدس و گمان‌ها افزود آن بود که پایگاه برای نجات جان اسکادران گمشده، یک فروند هواپیمای مارینر با نه نفر سرنشین به جست‌وجوی آنها فرستاد اما این هواپیما هم ناپدید شد. بعدها خدمه یک نفتکش مدعی شدند هنگام خروج از ساحل فلوریدا انفجاری را در همان زمانی که هواپیمای گشتی می‌بایست در آن منطقه باشد‌، مشاهده کرده‌اند. هرچند در اصل و اساس این ماجرا هیچ شک و تردیدی نیست اما برخی از جزئیاتی که برای حل معما ضروری است، در دست نیست. هوا ابتدا آرام بود اما کم‌کم و در زمان پایان حادثه توفانی شد. در گزارش پایگاه هوایی و اسناد مکتوب مکالمه بین تیلور و دیگر خلبانان پرواز19 نیز از مشکل قطب‌نما یا موارد دیگر نشانی دیده نمی‌شود.
در آوریل 1962، مجله «American Legion» برای بررسی غیرطبیعی بودن این منطقه، صرفا به بزرگ‌نمایی پرواز 19 پرداخت. نویسنده در آن مقاله گفته بود که خلبان به سرپرست پرواز می‌گوید: «ما به منطقه‌ای می‌رویم که آبش سفیده، مثل اینکه هیچ چیز درست کار نمی‌کنه و ما نمی‌دونیم کجاییم. آب سبزه، سفید نیست». مقاله جورج سند اولین مقاله‌ای بود که مدعی شد عواملی غیرطبیعی باعث حادثه پرواز 19 شده‌اند. در فوریه 1964 نشریه «Argosy» مقاله‌ای به قلم «وینست گادیس» منتشر کرد. «مثلث مرگبار برمودا» عنوان مقاله گادیس بود. وی در آن مقاله گفت: «پرواز 19 و دیگر موارد ناپدید شدن هواپیما و شناورها، بخشی از یک رشته اتفاق‌های عجیب و شگفت‌انگیز در این منطقه است». گادیس سال بعد به شاخ و برگ‌های این مقاله افزود و آن را به صورت کتابی با نام «افق‌های ناپیدا» منتشر کرد. البته سال‌های بعد هم نویسندگان بسیاری پیدا شدند که کتاب‌هایی منتشر کردند و هرچند گزارش‌ها و مصاحبه‌های او را در کتاب‌های خود داشتند اما بیشتر این کتاب‌ها شبیه همین کتاب گادیس بودند. ازجمله این کتاب‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: «فراموش‌شدگان» اثر جان دالاس اسپنسر (1969)، «مثلث برمودا» اثر چارلز برلیتز (1974)، «مثلث شیطان» اثر ریچارد وینر (1974) . در همه این کتاب‌ها هم این‌گونه استدلال می‌کردند که عوامل غیرطبیعی باعث این رویدادها شده‌اند.

کارآگاه وارد می‌شود
«لارنس دیوید کوشچه» را به راستی باید یک قهرمان محسوب کرد. در زمانی که همه بر غیرطبیعی بودن رویدادهای مثلث برمودا تاکید داشتند، وی یک تنه ادعا کرد که هیچ چیز در مثلث برمودا غیرطبیعی نیست. کوشچه که یک محقق دانشگاه ایالت آریزونا بود که در سال 1975 کتابی نوشت با عنوان «راز مثلث اسرار برملا شد». وی در این کتاب تاکید کرد بسیاری از ادعاهایی که گادیس و نویسندگان پس از وی مطرح کرده‌اند مشکوک، اثبات‌نشده و در بسیاری موارد اغراق‌شده است. با پژوهش‌های کوشچه مشخص شد که ادعاهای برلیتز دقیق نیست و با گفته‌های شاهدان عینی- کسانی که خود در اصل ماجرا حاضر بودند و دیگر کسانی که از ماجرا باخبر بودند- مغایرت‌ها و ناهمخوانی‌های بسیاری دارد؛ برای مثال کوشچه در کتاب خود، مواردی را ذکر می‌کند که در گزارش‌های اثبات‌کننده غیرطبیعی بودن حوادث مثلث برمودا، کاملا اشتباه است. یکی از این موارد، ناپدید شدن «دونالد کراوهارت»- جهانگرد قایق‌سواری- است که برلیتز مدعی شد از رازهای مثلث برموداست، در حالی که شواهد آشکارا خلاف آن را نشان می‌دهد؛ مثال دیگر از این هم جالب‌تر است. برلیتز در کتاب خود مدعی شده بود که یک لنج حمل سنگ معدن سه روز پس از خروج از بندری در اقیانوس «اتلس» گم شد و دیگر هیچ‌گاه اثری از آن به دست نیامد. این در حالی است که این لنج سه روز پس از خروج از بندری به همین نام در اقیانوس «آرام» گم شده بود. علاوه بر این، کوشچه تأکید می‌کند درصد زیادی از حوادثی که برای اثبات رازآمیز بودن مثلث برمودا بیان می‌شود، در حقیقت بیرون از منطقه روی داده است. روش کار کوشچه هم بسیار ساده بود. وی روزنامه‌های مربوط به تاریخ حادثه‌های خاص را بررسی می‌کرد و به دنبال خبرهایی بود که احتمالا به حادثه مثلث برمودا ربط دارد؛ برای مثال در بسیاری از موارد، در روز گم شدن یک قایق آب و هوای منطقه توفانی بوده و گم‌شدن قایق در چنین روزی را نمی‌توان حادثه‌ای فراطبیعی قلمداد کرد. این در حالی است که بد بودن وضعیت آب و هوا یا توفانی بودن این مناطق هیچ‌گاه در گزارش‌های اثبات‌کننده برمودای خوف‌آور ذکر نمی‌شود.
خلاصه آنکه کوشچه دلایل بسیاری ذکر می‌کند و از اساس مرموز بودن مثلث برمودا را منکر می‌شود. عمده‌ترین دلایل وی اینها هستند:
تعداد کشتی‌ها و هواپیماهایی که در این منطقه گم شده‌اند، از متوسط حوادث در دیگر مناطق جهان چندان بیشتر نیست.
در منطقه‌ای که بارها توفان‌های استوایی در آن روی می‌دهد، گم شدن تعدادی هواپیما و کشتی، نه می‌تواند بیش از اندازه تلقی شود و نه چندان مرموز است؛ این در حالی است که برلیتز و دیگر نویسندگان، چنین توفان‌هایی را در کتاب‌های خود ذکر نکرده بودند.
بعضی از پژوهشگران کم‌دقت هم باعث شده‌اند که در گزارش‌های مربوط به مثلث برمودا، درباره تعداد این حوادث اغراق شود؛ برای مثال بارها گزارش شده است که قایقی گم شده است اما پس از بازگشت قایق، خبری در مورد بازگشت آن منتشر نشده است.
* در برخی موارد، خبر ناپدید شدن هواپیما اصلا صحت نداشت. در سال 1937 شایعه شد که یک فروند هواپیما در ساحل ویتونای فلوریدا سقوط کرد. طبق این خبر، حادثه در مقابل چشم صدها شاهد عینی رخ داده است اما وقتی که روزنامه‌های آن تاریخ را ورق می‌زنیم، هیچ خبری نمی‌بینیم.
دیگران چه می‌گویند؟
در سال 1992 شبکه چهار تلویزیون انگلیسی برنامه‌ای تهیه کرد با عنوان «مثلث برمودا». تهیه‌کننده فیلم، «جان سیمسونز» از شرکت «جئوفیلمز» بود. آنها برای تهیه فیلم خود از شرکت بیمه «لویدز» لندن، پرسیدند آیا تعداد کشتی‌هایی که در منطقه برمودا غرق شده‌اند، بیش از دیگر مناطق است. شرکت لویدز تاکید کرد تعداد کشتی‌هایی که در این منطقه غرق شده‌اند نسبت به دیگر مناطق چندان بیشتر نیست. به خاطر داشته باشید اگر در منطقه‌ای حوادث غیرطبیعی (مانند جنگ) روی دهد، شرکت لویدز کشتی‌هایی را که از آن منطقه عبور می‌کنند، یا بیمه نمی‌کند یا مبلغ بیمه را به شدت افزایش می‌دهد.
آمار گارد ساحلی ایالات متحده هم نظر بیمه لویدز را تایید می‌کند. به عقیده گارد ساحلی ایالات متحده، با توجه به تعداد بسیار زیاد کشتی‌ها و هواپیماهایی که مرتب از این منطقه عبور می‌کنند، تعداد هواپیماها و کشتی‌های ناپدید شده کم محسوب می‌شود.
گارد ساحلی حوادثی را که در برمودا روی می‌دهد، به شدت زیرنظر دارد اما بسیاری از گزارش‌هایی که نویسندگان درباره حوادث مثلث برمودا می‌نویسند، آشکارا با اسناد و مدارک گارد ساحلی مغایرت دارد. برای مثال در سال 1972 یک کشتی نفتکش به نام “Fogg” آتش گرفت و در خلیج مکزیک به اعماق دریا فرو رفت. گارد ساحلی از بقایای این کشتی عکس گرفت و اجساد بسیاری را از آب بیرون آورد. این در حالی است که یکی از نویسندگان مدعی شد اجساد همه خدمه کشتی ناپدید شده است و فقط کاپیتان را پشت میزش در کابین در حالی پیدا کرده‌اند که وی یک فنجان در دست داشت و مشغول صرف قهوه بود! گذشته از این برخی از مخالفان استدلال جالبی دارند. آنها می‌گویند خشکی‌های زیادی در مثلث برموداست؛ مثل بخش‌هایی از پورتوریکو، باهاما و خود جزیره برمودا. تاکنون هیچ دلیل و مدرکی برای وقوع حوادث غیرطبیعی در این خشکی‌ها گزارش نشده است. شهر «فری پورت» در درون این مثلث شوم قرار دارد که یکی از بندرگاه‌های بسیار مهم است و در فرودگاه این شهر سالانه 50 هزار پرواز صورت می‌گیرد. هر ساله میلیون‌ها گردشگر و جهانگرد از این منطقه دیدار می‌کنند اما تاکنون هیچ یک از این جهانگردان گزارشی از وقوع حوادث غیرطبیعی ارائه نکرده‌اند.

بدل‌های مثلث برمودا مثلث برمودا
مثلث برمودا بسیار عجیب و ناشناخته است و همیشه توجه افراد زیادی را از سرتاسر جهان به خود مشغول داشته است. به همین دلیل هم مثل همه چیزهای عجیب یا جذاب دیگر همزاد یا خواهرخوانده دارد. خواهرخوانده «مثلث برمودا»، «دریای شیطان» و «مثلث اژدها» در دریای فیلیپین است و مشهور است که به‌یکباره شناورها و خدمه را می‌بلعد. در آنجا افسانه‌هایی بر سر زبان‌هاست که می‌گویند این منطقه از آن سلسله‌های پادشاهی گمشده‌ای است که هم‌اکنون در زیر دریا ساکنند. افسانه دیگری نیز در مورد مثلث اژدها گفته می‌شود و آن اینکه اژدهایی مخوف و غول‌پیکر در اعماق آب‌های این منطقه زندگی می‌کند و هرگاه که گرسنه می‌شود، خدمه کشتی‌ها را می‌بلعد یا چنان بزرگ است که هر وقت حرکت می‌کند، امواج بسیار بزرگی پدید می‌آید که کشتی‌ها را به کام خود می‌کشد. به هر حال این روایت هم از عنصرهایی برای تبدیل شدن به یک قصه خوفناک و پرکشش استفاده می‌کنند. دولت ژاپن در سال 1950، این منطقه را منطقه خطرناک معرفی کرد و به ماهیگیران توصیه کرد دیگر به این منطقه سفر نکنند. اما اوج داستان: در سال 1952 شناوری تحقیقاتی از جانب دولت ژاپن برای بررسی ابهام‌های موجود در مورد دریای شیطان به این منطقه اعزام شد که هیچگاه بازنگشت و همه 22سرنشین آن برای همیشه مفقود شدند و هیچ‌گاه رد و نشانی از این شناور به دست نیامد.

15 افـسانه‌ شـبه‌عـلمی


15 افـسانه‌ شـبه‌عـلمی

 قصه‌های عامیانه زیادی هستند که با مشاهدات علمی پژوهشگران هم‌خوان نیستند، اما عجیب است که مردم این افسانه‌های علمی را به عنوان «حقایق علمی» پذیرفته‌اند و مدام تکرار می‌کنند. هرچند سال‌هاست که دانشمندان و روزنامه‌نگاران علم مشغول تذکر دادن نادرستی خیلی از آنها هستند، اما گویی که هیچ‌وقت قرار نیست مردم پی به اشتباه خود ببرند. این موضوع البته فقط مختص مردم ایران نیست و مردم بیشتر کشورهای بزرگ و پرجمعیت دیگر جهان نیز، اعتقاد راسخی به بسیاری از این خرافه‌های شبه‌علمی دارند. برخی از این افسانه‌های شبه‌علمی حاصل کج‌فهمی و بدفهمی موضوعات علمی هستند. شاید هم رواج این اعتقادات نادرست نشان‌ از تنبلی فکری مردمی باشد که تصور می‌کنند هرکاری گذشتگان کرده‌اند، حتما خوب و مفید بوده و هر فکری که از قدیم مانده، لابد بهتر جواب می‌دهد. خیلی‌ها هم تصور می‌کنند علم یعنی حفظ اطلاعات عمومی و انباشتن دانش، در حالی که این اطلاعات و دانش، در حقیقت محصول علم هستند، نه خود علم. علم روشی است مبتنی بر تفکر انتقادی که با روندی پویا، مدام در پی بازنویسی و تصحیح اطلاعات قدیم است. با چنین نگاهی، هرگز نمی‌توان به اعتبار اینکه اندیشه‌ای از قدیم وجود داشته یا خیلی‌ها به آن باور دارند، آن را پذیرفت. برخی از این افسانه‌های شبه‌علمی پیش از این در صفحه فست‌فود علمی و سایت دانستنیها آشنا شده‌بودید، حالا همه آنها را به صورت یک پرونده ضدشبه‌علمی به شما تقدیم می‌کنیم.

 

1شکستن بند انگشتان باعث آرتریت می‌شود
منطقی به نظر می‌رسد شکستن بندهای انگشت و حتی مفاصل دیگر در افرادی که به این کار عادت کرده‌اند، عاقبت باعث بروز درد مفاصل و استئوآرتریت می‌شود که عبارت است از زوال‌ دردناک سطح مفاصل. اما با کمال تعجب، هیچ‌کدام از مطالعات انجام شده ارتباطی میان ابتلا به آرتریت و شکستن مفاصل نشان نداده‌اند. در سال ۱۹۹۸، دانلد آنگر (Donald Unger) مقاله‌ای پژوهشی منتشر کرد و در آن ادعا کرد؛ طی ۶۰ سال تنها به شکستن مفاصل انگشتان دست چپش پرداخته، ولی هرگز مفاصل دست راستش را نشکسته است. نتیجه جالب این پژوهش این بود که هیچ تفاوتی میان دو دست او وجود نداشت. آگر در سال ۲۰۰۹ به خاطر این پژوهش ارزشمند، جایزه ایگ‌نوبل (نوبل احمق‌ها) را در رشته پزشکی دریافت کرد.
مایع مفصلی (Synovial) ماده‌ای است که به عنوان روان‌کننده و عامل کاهش‌دهنده اصطکاک میان سطوح مفصلی، مانند بندهای انگشت، آرنج، زانو و مفاصل لگن عمل می‌کند. با کشیده‌شدن مفاصل و جداشدن پوشش مفصل، کاهش فشار در پوشش مفصل باعث آزاد شدن گاز (چیزی شبیه آزاد شدن گاز نوشابه، اما در مقیاس کوچک‌تر) می‌شود و حبابی از گاز برای پرکردن فضای خالی‌شده ایجاد می‌شود. فشار مجدد روی مفصل که باعث صدای بلند ترق می‌شود، در حقیقت حباب گاز را می‌شکند و پوشش مفصل را به اندازه طبیعی‌اش بازمی‌گرداند. اگر شکستن مفصل‌ها با درد همراه باشد، نشانگر آسیب‌دیدگی مفاصل است و باید به پزشک مراجعه کنید (گرچه این آسیب‌دیدگی احتمالا به خاطر عوامل دیگری به جز شکستن مفاصل رخ داده است). مفاصل گاهی اوقات بدون شکسته‌شدن هم صدا می‌دهند. این صدا که با حرکت‌دادن مفاصل شنیده می‌شود، ناشی از تاندون‌هایی است که طی مدت طولانی قدرت اولیه خود را از دست داده‌اند و مفصل را ول‌کرده‌اند.

 

2نیمه دیگر ماه تاریک است
احتمالاً شما هم می‌دانید مقصر اصلی در این شایعه، گروه موسیقی پینک‌فلوید و آلبوم «The Dark Side of the Moon» هستند. از دید ما زمینی‌ها، حدود ۵۹ درصد سطح ماه قابل مشاهده است (هرچند تمام این مقدار همزمان قابل دیدن نیست) و ۴۱ درصد باقی‌مانده هرگز در برابر دید ما قرار نمی‌گیرد. خیلی از مردم فکر می‌کنند این ۴۱ درصد در تاریکی منجمدکننده‌ای فرورفته و هرگز رنگ خورشید را نخواهد دید که این تفکر اشتباه است.
اینکه همیشه یک سمت ماه به سمت زمین است، به دلیل اثر کشند گرانشی (جزر و مد) زمین بر ماه است. ماه چند میلیارد سال پیش طوری حرکت وضعی داشته که زوایای مختلف‌اش از زمین قابل مشاهده بود، اما اثر گرانش زمین این حرکت را به مرور طوری کند کرد که دور گردش وضعی ماه و گردش مداری ماه به گرد زمین دوره یکسانی پیدا کردند و به این ترتیب همیشه یک سمت ماه روبه‌روی زمین قرار گرفت. به این ترتیب یک سمت ماه همیشه از چشم زمین پنهان است، اما از چشم خورشید نه.  به جز زمانی که ماه‌گرفتگی رخ می‌دهد، همیشه نیمی از ماه روشن است و حدس بزنید در زمان‌هایی که همه یا قسمتی از ماه از سطح زمین تاریک دیده می‌شود، قسمت روشن ماه کجای آن است؟ درست حدس زدید، درست در آن سوی ماه. در حقیقت بهتر است به جای عبارت «نیمه تاریک ماه» از عبارت درست‌تر «نیمه دورتر ماه» صحبت کنیم.

 

3ماه کامل روی رفتار تأثیر می‌گذارد
افسانه قدیمی‌ای میان خیلی از اقوام جهان رواج دارد که می‌گوید رفتار آدم‌های سالخورده یا افرادی که ناتوانی ذهنی دارند، یا افرادی که دچار مشکلات روحی و روانی هستند (یا طبق افسانه‌ها، گرگ‌نماها یا خون‌آشام‌ها) در شب‌هایی که ماه کامل می‌شود، تغییر می‌کند. به علاوه ایرانی‌ها عقیده دارند ماه کامل باعث بروز تب و ناراحتی و بی‌قراری و بیماری و رم‌کردن حیوانات می‌شود. این افسانه با علت‌های مختلفی مرتبط دانسته شده است، مثل این عقیده که جاذبه ماه کامل باعث به هم خوردن جریان آب در مغز افراد ناراحت و بیمار می‌شود. خیلی‌ها تصور می‌کنند جرائم و جنایت‌های خشن در شب‌هایی که ماه کامل است؛ رخ می‌دهد و حتی ایستگاه‌های پلیس در برخی کشورهایی که سابقه خرافی بیشتری دارند (مثل انگلیس) در شب‌هایی که ماه کامل است، به حالت نیمه‌آماده باش درمی‌آیند تا بتوانند با تصادف‌ها و جنایت‌های این شب‌ها مقابله کنند. البته این موضوع تاکنون بارها مورد بررسی قرار گرفته و ارتباطی میان ماه کامل و بروز رفتارهای جنون‌آمیز مشاهده نشده است. به علاوه سازوکار و علتی منطقی برای چنین ارتباطی نیز کشف نشده است. از میان صدها پژوهش انجام شده، تنها برخی از آنها رابطه‌ای میان افزایش جرم و جنایت در برخی شب‌های ماه کامل نشان دادند، اما بررسی‌های دوباره همین پژوهش‌ها نیز مشخص کرد، عامل اصلی افزایش جنایت در شب‌های ماه کامل، خود ماه نبوده، بلکه تلاقی این شب‌ها با شب‌های تعطیلات بوده است. بنابراین نگران شب‌هایی که ماه کامل است نباشید، البته مگر اینکه خودتان یک گرگ‌نمای واقعی باشید!

 

 

 

4وقتی جسمی به سرعت نور برسد، به انرژی تبدیل می‌شود
این مورد، یکی از باورهای بی‌پایه‌ای است که خدا می‌داند توسط کدام معلم یا مروج کم‌اطلاعی به ذهن خیلی از مردم تزریق شده و به خاطر کم‌دانشی بیشتر افراد، جای خودش را به صورت یک باور شبه‌علمی میان مردم باز کرده است. ترکیبی از فهم نادرست هم‌ارزی جرم و انرژی که معمولاً در قابل معادله E=mc2 بیان می‌شود و یکی دیگر از تبعات نسبیت خاص، یعنی افزایش جرم بر اثر افزایش سرعت، باعث شده خیلی‌ها تصور کنند نسبیت خاص می‌گوید زمانی که چیزی به سرعت نور برسد، به انرژی تبدیل می‌شود. در حقیقت چیزی که نسبیت عام درباره حرکت ماده با سرعت نزدیک به سرعت نور می‌گوید؛ این است که هیچ چیز دارای جرمی، نمی‌تواند به سرعت نور برسد، چون با نزدیک‌شدن به سرعت نور، جرم به سمت بی‌نهایت میل می‌کند و نیروی لازم برای شتاب‌دادن به جسمی که جرمی نزدیک به بی‌نهایت دارد، نزدیک به بی‌نهایت است. بنابراین چون نیروی بی‌نهایت برای چنین شتابی در دسترس نیست، در عمل ذرات ماده که جرمی بزرگ‌تر از صفر دارند، محکوم به حرکت با سرعتی کم‌تر از سرعت نور هستند. در عوض ذراتی که جرم‌شان صفر است (از جمله فوتون) با سرعت نور حرکت می‌کنند. همان‌طور که دیدید، هیچ خبری از تبدیل ماده به انرژی یا برعکس در سرعت‌های نزدیک به سرعت نور وجود ندارد.

 

 

 

5ویروس‌ها زنده نیستند
شاید نتوان باور به زنده‌نبودن ویروس‌ها را یک باور شبه‌علمی نامید، چون نه تنها چنین عبارتی در کتاب‌های درسی مختلف آمده، بلکه تقریباً همه معلم‌های زیست‌شناسی دلایلی برای زنده نبودن ویروس‌ها دارند، از این قبیل که ویروس‌ها وابسته به جانداران دیگر هستند و بدون سلول‌های موجودات زنده دیگر قادر به تولید مثل نیستند. اما با وجود عمیق‌بودن چنین باوری، شاید وقت آن رسیده باشد که درباره آن تجدید نظر کنیم. اولین نکته‌ای که توجه به آن ضروری است، این موضوع است که همه جانداران به یکدیگر وابسته هستند و اصولا تصور اینکه جانداری به تنهایی بتواند در طبیعت زنده بماند، بدون اینکه تعاملی با بقیه جانداران داشته باشد، از اساس غلط است. نکته بعدی که می‌تواند به تغییر این باور کمک کند، مفهوم زندگی است. برخلاف اعتقاد رایجی که زندگی را براساس عملکردهای حیاتی‌اش (تنفس، تغذیه، تولیدمثل…) تعریف می‌کند، بسیاری از زیست‌شناسان مدت‌هاست که این عملکردها را برای شناسایی موجودات زنده ناکافی می‌دانند. این گروه از زیست‌شناسان حیات را پدیده‌ای ترمودینامیک می‌دانند که برای منظم نگه‌داشتن خود، از بی‌نظم‌شدن جهان اطراف، انرژی می‌گیرد. به این ترتیب می‌توان تمامی عملکردهای مشهور حیات (تغذیه، تنفس، تولیدمثل…) را به عنوان صورت‌هایی از این گزاره تلقی کرد و حتی نظریه تکامل جانداران را نیز برآیندی از همین موضوع تلقی کرد. به این ترتیب ویروس‌ها نیز می‌توانند زنده شمرده شوند، زیرا منظم‌ماندن این سیستم‌های کوچک و ساده، به خرج بی‌نظم شدن جهان اطراف آنها (در این مورد، سلول‌های میزبان)‌ است و از طرف دیگر، ویروس‌ها نیز مانند بقیه جانداران فرگشت می‌یابند. بنابراین ویروس‌ها باید موجود زنده به‌شمار بیانید.

 

 

6هضم شدن آدامس در معده، هفت سال زمان می‌طلبد
هضم شدن آدامس هرگز هفت سال زمان نیاز ندارد، چون در حقیقت هرگز هضم نخواهد شد. گذشته از مقداری مواد شیرین‌کننده و معطر، چیز زیادی در آدامس وجود ندارد که بدن انسان قادر به هضم‌کردن آن باشد. قسمت اصلی آدامس از بس‌پار (پلی‌مر) منعطفی به نام الاستومر ساخته شده که با گلیسرین و افزودنی‌هایی از روغن نباتی (برای مرطوب و نرم‌نگه‌داشتن آدامس) ترکیب شده‌اند. بدن انسان به سختی می‌تواند چیز زیادی از این ترکیب هضم کند و وقتی نتواند آن را هضم کند، مثل بقیه مواد هضم‌نشدنی به صورت مدفوع دفع می‌شود. به‌همین سادگی، به همین خوشمزگی. البته این موضوع به‌این معنی نیست که قورت‌دادن آدامس کار درستی است. قورت‌دادن مقدار زیادی آدامس (یک‌جا) می‌تواند باعث انباشت آنها و مسدودشدن مسیر لوله گوارش شود. متأسفانه لوله گوارش انسان، برخلاف مسیرهای قانونی و فراقانونی خیلی از کشورها، مسیرهای فرعی ندارد و اگر کار به اینجا بکشد، باید به پزشک مراجعه کنید. به علاوه از کسی که آدامس‌اش را قورت می‌دهد، انتظار می‌رود خیلی چیزهای دیگر را هم قورت دهد. به این ترتیب ممکن است آدامس قورت‌داده‌شده و هضم‌نشدنی درون لوله گوارش با مواد هضم‌نشدنی دیگر (سکه، اسباب‌بازی، پوست تخمه، صدف و حتی تیغ) بسته‌ای برنده و چسبناک ایجاد کند و باعث بندآمدن مسیر لوله گوارش و حتی پاره‌شدن آن شود.

 

 

 

7برخی از نقاط کویرهای ایران کاملاً عاری از حیات هستند

برخلاف ادعای عاری بودن نقاط داغ زمین از هرگونه حیات، در تمامی نقاط کویر مرکزی و کویر لوت، تنوع گسترده‌ای از گیاهان کویری و جانوران مختلف (از قبیل حشرات، خزندگان و پستانداران) زندگی می‌کنند. علاوه بر اینها، حیات باکتریایی گسترده‌ای نیز در این مناطق در جریان است و حتماً تعجب خواهید کرد اگر بدانید با وجود حرارت زیاد این مناطق، تنوع باکتری‌های موجود در شن و ماسه این نواحی، هزاران بار بیشتر از تنوع باکتری‌های موجود در نواحی قطبی زمین است. این ادعا نه تنها غیرکارشناسانه و از سر نخوت است، بلکه ادعایی خطرناک و آسیب‌رسان نیز هست. کمترین ضرر این ادعا تهدید گونه‌های در خطر انقراض مناطق کویری ایران است. ممکن است این گیاهان و جانوران چندان برای من و شما جذاب نباشند، اما روش‌هایی که این موجودات برای زنده‌ماندن در شرایط پرحرارت و کم‌آب برگزیده‌اند، منحصر به فرد است و می‌تواند در آینده دور یا نزدیک، کلید گشایش بسیاری از مشکلات کشاورزی در شرایط نیمه‌بیابانی ایران باشد. این تنوع زیستی کویری، گنجینه ارزشمندی است که باید وجب به وجب و گونه‌به‌گونه آنها به دست جانورشناسان و گیاه‌شناسان بررسی شود، نه اینکه به خاطر ادعای غیرآکادمیک آدم‌هایی که تحصیلات‌شان هیچ ارتباطی به زیست‌شناسی ندارد، در معرض تهدید و تجاری‌شدن صادرات عناصر معدنی قرار بگیرند.

 

 

 

8رعد و برق هرگز دوبار به یک نقطه برخورد نمی‌کند
این عقیده که در برخی زبان‌ها به یک زبانزد تبدیل شده، استعاره از این است که یک اتفاق بد، هرگز دوبار برای یک نفر نمی‌افتد، اما در حقیقت این طور نیست و از همه مهم‌تر صاعقه‌ها واقعا این‌طوری رفتار نمی‌کنند و ممکن است حتی چند بار پشت سر هم یک نقطه (یا یک فرد) مورد اصابت صاعقه قرار بگیرند. صاعقه چیزی نیست جز یک تخلیه عظیم الکتریسیته ساکن و کاری به اینکه قبلا از نقطه مشخصی برخاسته یا نه، ندارد. اشیاء دراز، مثل درختان و آسمان‌خراش‌ها اهداف انتخابی صاعقه هستند تا مسیر کوتاه‌تری را در هوا بجهد. معمولاً بلندترین درختان یک جنگل، محتمل‌ترین نقاط برای برخورد صاعقه طی یک توفان هستند و برخی آسمان‌خراش‌های بسیار بلند در مناطق پرتوفان، هر چند روز یک بار هدف برخورد صاعقه قرار می‌گیرند. طی یک بررسی که در سال ۲۰۰۳ توسط ناسا انجام شد، ۳۸۶ صاعقه آسمان به زمین مورد بررسی قرار گرفتند و مشخص شد بیش از یک سوم آنها چند شاخه هستند و همزمان چند نقطه را مورد اصابت قرار می‌دهند. بنابراین صاعقه نه تنها می‌تواند چند بار یک نقطه بخورد، بلکه می‌تواند طی یک بار به چند نقطه برخورد کند.

 

9پرت شدن سکه از بالای یک آسمان‌خراش آن را به سلاحی  کشنده تبدیل می‌کند
اگر روزی به بالای برج میلاد رفتید (حواستان به صاعقه‌های برج هم باشد!) و  حواستان نبود و سکه‌ای از جیب‌تان پرت شد، نگران نباشید، چون سکه شما به احتمال زیاد کسی را نخواهد کشت. سکه‌ای که یک تا چند گرم وزن دارد،  با آن شکل گرد و پهن، خیلی از نظر آیرودینامیک، شکل مناسبی برای سرعت گرفتن ندارد. با توجه به شکل سکه و اصطکاک زیادش با هوا و این موضوع که طی پایین رفتن شروع می‌کند به چرخش وضعی (به گرد خودش)، وقتی به پایین برسد، با وجود شتاب جاذبه زمین، سرعت‌اش از حدود ۱۰۵ کیلومتر بر ساعت بیشتر نمی‌شود و برخورد جسمی یکی دو گرمی با این سرعت باعث مرگ یا آسیب جدی کسی نخواهد شد (مگر اینکه سکه شما در چشم یک عابر پیاده برود). البته چنین برخوردی مثلا با استخوان‌های جمجمه دردناک خواهد بود و شاید
جای آن کبود شود. با این وجود حواس‌تان باشد که پرت‌کردن چیزهای چگال‌تر یا ایرودینامیک‌تر از سکه از بالای برج میلاد، به آنها سرعت نهایی بیشتری خواهد داد و موجب تخریب بیشتری خواهد شد. به همین دلیل حتی در کنار برج‌های کوتاه‌تر، منطقه حفاظتی گسترده‌ای ایجاد می‌شود تا از برخورد کوچک‌ترین ذره‌های نخاله‌ها و ضایعات ساختمانی با سر و کله
مردم پیش‌گیری شود.

 

 

 

 

 

 

 

10آنتی‌اکسیدان‌ها برای سرطان مفیدند
با وجود تبلیغات گسترده‌ای که درباره تأثیر ضدسرطان آنتی‌اکسیدان‌ها می‌شنویم، مطالعات و پژوهش‌های انجام‌شده، به گواهی مقاله‌های پژوهشی متعددی که در این باره منتشر شده‌اند، نتایجی پر از تناقض نشان می‌دهند. در حقیقت برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که برخی مواد آنتی‌اکسیدان، مثل ویتامین ای (E) می‌توانند باعث وخیم‌تر شدن اوضاع برخی سرطان‌ها مثل سرطان ریه شوند. برای روشن‌تر شدن این موضوع دو پژوهشگر تحقیقی گسترده انجام دادند و در نهایت به فرضیه‌ای رسیدند که احتمالا توضیحی مناسب برای اثرات متناقض آنتی‌اکسیدان‌هاست (این پژوهش را می‌توانید از اینجا بخوانید: goo.gl/bAJ0qr). با وجود اینکه مولکول‌های اکسیدان برای عملکرد زیستی یاخته‌ها ضروری هستند، افزایش بیش از میزان نیاز آنها باعث خراب‌شدن و تخریب یاخته‌ها می‌شود. آنتی‌اکسیدان‌ها مانع این تخریب و مرگ یاخته‌ای می‌شوند. در یاخته‌هایی که سرطانی می‌شوند، تعادل میان اکسیدان‌ها و آنتی‌اکسیدان‌ها به هم می‌خورد و میزان زیادی اکسیژن واکنش‌پذیر آزاد می‌شود که باعث تخریب یاخته و ژن‌ها و به ویژه دست‌کاری ژن‌های دخیل در رشد، تولیدمثل و مرگ یاخته می‌شود که نتیجه آن سرطانی‌شدن است. به نظر می‌رسد آنتی‌اکسیدان‌های اضافی (به ویژه آنهایی که به صورت افزودنی و دارویی وارد بدن می‌شوند) هرگز به مقصد مناسبی درون یاخته نمی‌رسند و در حالی که در برخی نقاط یاخته انباشت اکسیژن واکنش‌پذیر خطر سرطان را در پی دارد، این مواد افزودنی نمی‌توانند به درستی با اکسیدان‌های سرطان‌زا مقابله کنند و در عوض به ساخت پروتئین‌هایی کمک می‌کنند که خود در سازوکار سرطانی‌شدن دخیل هستند.

 

 

11شکر باعث بیش‌فعالی بچه‌ها می‌شود
هر پدر و مادری که برای بچه کوچک‌اش جشن تولدی سرشار از شیرینی و شکلات برگزار می‌کند، احتمالاً به این نتیجه‌گیری موهوم اعتقاد پیدا کرده که خوردن شکر اضافه باعث بیش‌فعالی بچه‌ها می‌شود. اما بررسی‌های دانشمندان هیچ ارتباطی میان این شکرخوردن و بیش‌فعالی نشان نداده است. در حقیقت بچه‌ها حتی بدون این شکرخوری هم، در جشن‌ها و مهمانی‌های پر از هم‌سن و سالان خود، شلوغ‌بازی در می‌آورند. این البته به جز درصد اندکی از بچه‌هاست که مشکل انسولین و نیز کژرفتاری توأم دارند. شلوغ‌بازی‌ها و بیش‌فعالی‌های بچه‌ها در شب‌های جشن و مهمانی و عید به احتمال بیشتر ناشی از هیجان مضاعف و خوشحالی از دیدن هم‌بازی‌هاست به علاوه این احتمال وجود دارد که برخی از مواد دیگر درون شیرینی‌ها (به جز شکر) باعث بیش‌فعالی بچه‌ها شوند؛ مثلا کافئین یکی از مسببین احتمالی مقداری بیش‌فعالی در میان کودکان است. البته افسانه‌بودن ارتباط شکر و بیش‌فعالی، ناقض این موضوع نیست که باید مراقب میزان انرژی دریافتی در کودکان باشید. شکر اضافه باعث اضافه‌وزن، مقاومت نسبت به انسولین (و سرانجام بیماری دیابت)، افزایش فشار خون و حتی افزایش خطر برخی سرطان‌ها می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

12مو و ناخن حتی بعد از مرگ به رشد خود ادامه می‌دهند
برای اینکه مو و ناخن کسی بعد از مرگ‌اش به رشد خود ادامه دهد، باید شخص مرده مانند دوران زندگی‌اش بخورد و بیاشامد تا مواد معدنی و اسیدهای آمینه و ویتامین‌های کافی برای ساخت پروتئین در بدنش وجود داشته باشد. به علاوه باید قلب و دستگاه گردش خون، همین‌طور کبد و کلیه و شش‌هایش نیز کار کند که البته اگر کسی این کارها را به صورت طبیعی انجام دهد، احتمالا نمرده است. به زبان دیگر راهی نیست که بدن بتواند پس از مرگ پروتئین شاخ (کراتین) تولید کند تا موها و ناخن‌ها رشد کنند.
با این وجود، ممکن است پس از مرگ، مو و پوست دچار رشدی ظاهری شوند؛ البته ما به شما توصیه نمی‌کنیم مرده‌های خود را در اتاق نگاه دارید و به تماشای رشد ظاهری آنها بنشینید، ولی کسانی که پیش‌تر این تجربه را داشته‌اند، متوجه شدند با خشک‌شدن تدریجی پوست، انتهای پیاز موها و ریشه ناخن‌ها از زیر پوست بیرون می‌زند و به نظر می‌رسد چند میلیمتری طول بیشتری پیدا کرده‌اند. مو و ریشه ناخن‌ها بر اثر خشک‌شدن تدریجی بدن مرده، خشک نمی‌شوند (چون از اول هم خیلی تر نبوده‌اند) و جمع نمی‌شوند، بنابراین با خشک‌شدن پوست، به نظر می‌رسد مو و ناخن در حال رشد هستند. به همین دلیل، حتی مردانی که پیش از مرگ کاملا صورت خود را اصلاح‌ کرده بودند، اگر زیادی روی زمین بمانند، ممکن است ته‌ریش در بیاورند، بنابراین در کشورهایی که مرده‌های‌شان را توی تابوت به نمایش می‌گذارند، گاهی از مواد مرطوب کننده برای پیشگیری از ته‌ریش درآوردن مرده‌ها استفاده می‌کنند.

 

 

 

 

 

 

 

13آنتی‌بیوتیک‌ها ویروس‌ها را می‌کشند

آنفلوآنزا گرفته‌اید؟ به پزشک مراجعه کرده‌اید؟ پزشک برای شما آنتی‌بیوتیک تجویز کرده‌است؟ پزشک خود را عوض کنید و جهانی را از نگرانی درآورید! هر بار که مسافران سفرهای سیاحتی-زیارتی از کشورهای اطراف به ایران باز می‌گردند، یا فصل سرد و شیوع آنفلوآنزا می‌رسد، مردم (و حتی برخی پزشکان) این موضوع را فراموش می‌کنند که آنتی‌بیوتیک‌ها ویروس‌کش نیستند. آنتی‌بیوتیک‌ها، به معنای دقیق کلمه، باکتری‌های را می‌کشند. سرماخوردگی معمولی و آنفلوآنزا بیماری‌هایی ویروسی هستند و هر چه بالا و پایین بروید، استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها تأثیری بر درمان آنها نخواهد داشت. اما برخی از مردم (که طبیعی‌است دانش کافی ندارند) و برخی از پزشکان (آن‌ معدود افرادی که با داروخانه‌های کنار مطب‌شان قرارداد زیرمیزی بسته‌اند) تصور می‌کنند مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها ممکن است به بدن برای مقاومت در برابر ویروس یاری برساند، بی‌خبر (یا باخبر) از اینکه مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها، مگر در شرایط ضروری (مثل عفونت‌های جدی باکتریایی) در عمل به ضرر بیمار و تک‌تک افراد جامعه است. مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک‌ها تنها موجب کشته‌شدن باکتری‌های مفید بدن (مثل باکتری‌های دستگاه گوارش)، تکامل‌یافتن سویه‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک در میان باکتری‌ها، آسیب جدی به کبد و کلیه‌ها و مقاومت دارویی در بدن خود فرد می‌شود. وقتی باکتری‌های معمولی بدن فرد نسبت به دارو مقاومت پیدا کنند، نه تنها می‌توانند به سویه‌هایی بیماری‌زا و کشنده تبدیل شوند، بلکه می‌توانند این مقاومت دارویی را مثل یک نسخه آشپزی در اختیار باکتری‌های مهاجم خارجی هم بگذارند. ابرمیکروب‌هایی این چنین مربوط به داستان‌های تخیلی نیستند. همین امروز چندین سویه از باکتری‌هایی که مقاومت کامل نسبت به تمام انواع آنتی‌بیوتیک‌ها دارند، در مراکز درمانی و پژوهشی شناسایی‌شده‌اند و در صورتی که تنها یکی از این سویه‌ها بتواند راهی برای سرایت آسان از فرد بیمار به افراد دیگر پیدا کند، با اطمینانی بالا می‌توان انتظار داشت فاجعه‌ای جدی رخ دهد و درصد بالایی از جمعیت انسان‌ها ریق خداحافظی را سربکشند. طبق گزارش «مرکز پایش و پیشگیری» (CDC) ایالات متحده، پزشکان این کشور ده‌ها میلیون دز آنتی‌بیوتیک برای درمان بیماری‌های ویروسی تجویز می‌کنند. وضعیت در کشورهای جهان‌سوم از این هم بدتر است، ولی متأسفانه  با قطعیت نمی‌توان آماری از وضعیت کنونی تجویزهای بی‌مورد آنتی‌بیوتیک در کشورهایی مثل ایران ارائه کرد. قسمت اعظم این تجویزهای بی‌مورد ناشی از نگرانی خود بیماران (به ویژه پدر و مادرهای بچه‌های بیمار) است. گاهی اوقات هم پزشکان ترجیح می‌دهند به جای درنگ‌کردن برای مشخص‌شدن نتیجه آزمایش کشت باکتری، از اول خیال خود را راحت کنند و با تجویز آنتی‌بیوتیک راه تکرار را بر خطر بیماری ببندند، بی‌خبر از اینکه این تجویز، خود مسبب خطری بزرگ‌تر خواهد شد. بنابراین فعلا بهترین راه برای به تعویق انداختن حمله باکتری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک، آگاه کردن مردم است تا تقاضای چرک‌خشک‌کن و «شیش‌سه‌سه» از پزشکان خود نداشته باشند.

 

14دم مارمولک‌ها سمی است
این شد هزار و یک بار (با هزار باری که پیش‌تر در جاهای مختلف گفته بودیم) که می‌گوییم دم یا هیچ‌جای دیگر هیچ نوعی از مارمولک‌ها حاوی سیانور یا سم و زهر دیگری نیست. مارمولک حیوانی بی‌آزار و فوق‌العاده مفید است که با کشتن حشرات، بار سنگینی را از دوش شرکت‌های ساخت حشره‌کش برمی‌دارد، به شرطی که شما سمی بودن مارمولک را باور نکنید و جان شیرین‌اش را نستانید. اگر باور نمی‌کنید که مارمولک (یا دم‌اش) سمی نیستند، دفعه بعد سعی کنید یک مارمولک را برای نمونه جلوی مرغ و خروس بیندازید. مرغ و خروس درست مثل انسان نسبت به همه مواد سمی که انسان را از پا درمی‌آورد، آسیب‌پذیر هستند و اگر مارمولک سمی (یا حتی گوشت‌تلخ و بدمزه بود) اصلا طرفش هم نمی‌رفتند، چه برسد به اینکه دنبال مارمولک دعوا راه بیندازند. بنابراین مارمولک‌های خود را نکشید و حشرات خود را به آنها بسپارید!

 

 

 

 

 

15ما فقط از ده درصد مغزمان استفاده می‌کنیم
درست که هنوز چیز زیادی از عملکرد مغز نمی‌دانیم، اما قطعاً اطمینان داریم که همیشه از همه مغزمان استفاده می‌کنیم. حتی اگر داده‌های فراوان برآمده از اسکن‌های مغزی نبودند، باز هم نقل قول عامیانه درباره ۱۰ درصد مغز، قطعاً اشتباه است. مغز، هرچند درصد اندکی از وزن بدن را تشکیل می‌دهد، اما مسؤول بخش بزرگی از مصرف انرژی در بدن است. در حقیقت یک پنجم اکسیژن و گلوکز خون، صرف تغذیه سلول‌های مغز می‌شود. چنین اندام پرهزینه‌ای، اگر قرار بود تنها ده درصد مورد استفاده قرار بگیرد، باید هرچه زودتر حذف می‌شد.  به علاوه هیچ‌گاه به کسی که در مغزش یک تومور سرطانی دارد، نمی‌گویند «خوشبختانه این تومور در قسمتی از مغز شماست که تا به حال آکبند مانده و از آن استفاده نکرده‌اید.» یا معدود کسانی بوده‌اند که از شلیک به مغزشان جان سالم به در برده باشند و حتی اگر کسی از شلیک به مغزش زنده بماند، مغزش دچار نواقص زیادی در عملکرد خواهد شد. همه اینها نشان می‌دهد، همه قسمت‌های مغز مشغول فعالیت هستند و هیچ کسی از تنها ده درصد مغزش استفاده نمی‌کند. ضمنا بد نیست نقد مفصلی را که در شماره 122 مجله دانستنیها درباره فیلم لوسی منتشر شده،  ببینید.