زندگی از نگاه من

جایی واسه چیزایی که تو هیچ جا نیست!!

زندگی از نگاه من

جایی واسه چیزایی که تو هیچ جا نیست!!

چرا گربه‌ها عاشق کارتن هستند؟

چرا گربه‌ها عاشق کارتن هستند؟

چرا گربه‌ها عاشق  کارتن هستند؟
برای گربه‌ها، جعبه‌های مقوایی(کارتن) بهترین نقطه‌ برای لم دادن و خوابیدن است...
برای گربه‌ها، جعبه‌های مقوایی(کارتن) بهترین نقطه‌ برای لم دادن و خوابیدن است. اگر گربه تحت تنش قرار بگیرد یا بترسد، واکنش طبیعی‌اش پنهان شدن است و در این حالت، جعبه‌ی مقوایی پناهگاهی ایده‌ئال است. گربه‌ها محیط‌های گرم (بین 25 تا 35 درجه سلسیوس) را ترجیح می‌دهند و جعبه‌ی مقوایی، عایق خوبی است. گربه‌ها معمولا خودشان را با زور درون جعبه‌های کوچک جا می‌کنند؛ چراکه در این حالت با زحمت کمتری، می‌توانند خودشان را به شکل توپ فشرده‌ای، در بیاورند و دمای بدنشان را بهتر حفظ کنند...

بــبر فــولادی

بــبر فــولادی

نویسنده: محمدحسین جهان‌پناه
بــبر فــولادی
«تی-90» در حال حاضر مهم‌ترین تانک صادراتی روس‌هاست و از خیلی جهات آسان‌ترین و دردسترس‌ترین تانک مدرنی است که می‌توان در نیمه‌ی شرقی دنیا تهیه کرد، تانکی که تا همین چند وقت پیش، زمزمه‌های خرید آن در ایران هم به گوش می‌رسید...
 «تی-90» در حال حاضر مهم‌ترین تانک صادراتی روس‌هاست و از خیلی جهات آسان‌ترین و دردسترس‌ترین تانک مدرنی است که می‌توان در نیمه‌ی شرقی دنیا تهیه کرد، تانکی که تا همین چند وقت پیش، زمزمه‌های خرید آن در ایران هم به گوش می‌رسید. تی-90 وارث به‌حق دو خاندان بزرگ «تی -72» و «تی-80» است که هر دو سال‌ها ستون فقرات زرهی ارتش شوروی را تشکیل می‌دادند و همچنان بخش قابل‌توجهی از سازمان رزم مکانیزه‌ی روسیه و بسیاری از کشورهای به‌جامانده یا مشترک‌المنافع با بلوک شرق هستند. تی-90 در نوع خود بهترین و موفق‌ترین تانک روسی مدرن شمرده می‌شود. تانکی که وقتی ساخته شد، برای اولین بار، تعادلی مناسب میان قیمت، پیچیدگی، توانمندی و تحرک برقرار کرد. اما تی-90 دقیقا چه ویژگی‌هایی دارد؟

تا پیش از فروپاشی شوروی، ارتش سرخ صاحب دو خانواده‌ی تانک‌های اصلی میدان نبرد بود که هر دو پابه‌پای هم تا سال‌های پایانی جنگ سرد توسعه پیدا کردند؛ خانواده‌ی بسیار مشهور تی-72 و خانواده‌ی تانک‌های کمتر شناخته‌شده‌ی تی-80  که هر دو در حقیقت وارث طرح جاه‌طلبانه و انقلابی تانک‌های تی-64 بودند. از بین این دو، تی-72، ارزان‌تر، ساده‌تر و قابل‌اطمینان‌تر بود و به همین خاطر هم خیلی زود محبوبیت فراوانی در بازار فروش پیدا کرد. در مقابل، تی-80 گران‌تر، پیچیده‌تر و پیشرفته‌تر و صدالبته  پردردسرتر بود. این تانک که همانند تانک «آبرامز» آمریکایی از یک موتور توربین گازی استفاده می‌کرد، عملا ستون فقرات زرهی ارتش سرخ را تا پایان جنگ سرد تشکیل می‌داد. پس از فروپاشی شوروی، ارتش روسیه دیگر مثل ارتش سرخ، دو خانواده‌ی تانک نمی‌خواست. پس، نتیجه‌، تلاش برای ساخت یک تانک پیشرفته‌ی ارزان‌قیمت ترکیبی از تی-72 با تی-80 بود که در قالب تی-90 متولد شد...

خــون می‌چکد

خــون می‌چکد

نویسنده: احسان حاجیان
خــون  می‌چکد
گلادیاتورهای رومی قهرمانان مردم فرودست روم بودند. مردم کوچه و بازار، آن‌ها را دوست داشتند، اما اشراف گاهی مسخره‌شان می‌کردند...
 گلادیاتورهای رومی قهرمانان مردم فرودست روم بودند. مردم کوچه و بازار، آن‌ها را دوست داشتند، اما اشراف گاهی مسخره‌شان می‌کردند. به مدت بیش از 650 سال، رومی‌ها، درگوشه و کنار امپراتوری، در استادیوم‌ها و میدان‌ها جمع می‌شدند تا به جان هم افتادن‌های خونین این جنگجویان مسلح و به‌خوبی آموزش‌دیده را تماشا کنند؛ نمایشی که هم ورزش بود، هم تئاتر و هم آدم‌کشی. با ما همراه باشید تا در مورد بدنام‌ترین تفریح رومی‌ها اطلاعات جالبی بخوانید.

 01گلادیاتورها همیشه برده نبودند
همه‌ی گلادیاتورها با غل و زنجیر به استادیوم برده نمی‌شدند. اگرچه، گلادیاتورهای اولیه، اسیران جنگی یا بردگان مجرم بودند، اما از قرن اول میلادی به بعد افراد آزادی که هیجان نبرد و سروصدای تماشاگران اغوایشان کرده بود نیز، به امید کسب افتخار و جایزه‌ی مالی وارد مدرسه‌های گلادیاتوری می‌شدند. اغلب این جنگجویان سربازان درمانده‌ای بودند که مهارت جنگیدن داشتند، اما بعضی از آن‌ها هم اشراف، شوالیه‌ها و حتی سناتورهایی بودند که مشتاق نشان دادن توانمندی‌های رزمی خود به همه بودند.

02 نبردهای گلادیاتوری در اصل بخشی از مراسم خاکسپاری بود
مبارزه‌های بین گلادیاتورها به عنوان آیینی که در مراسم خاکسپاری اشراف ثروتمند برگزار می‌شد، شروع شد. هنگامی که اشراف‌زادگان مهم می‌مردند، خانواده‌ی آن‌ها برای ستایش فضیلت‌هایی که آن شخص در زمان حیات خود داشت، بین بردگان یا زندانیان مبارزه برگزار می‌کردند. رومی‌های اولیه عقیده داشتند ریختن خون انسان به تطهیر روح انسان مرده کمک می‌کند...

گوشتخوار جنگل های پایین دنیا

گوشتخوار جنگل های پایین دنیا


گوشتخوار  جنگل‌های پایین دنیا
«تاسمانی» سرزمین پستانداران باستانی است. اینجا قلمروی کیسه‌داران بومی در نیم‌کره‌ی جنوبی سیاره‌ی زمین است: کیسه‌داران شناخته شده‌ای مانند کانگورو و همچنین پستانداران کیسه‌دار کمتر شناخته شده‌ای مانند گرگ تاسمانی...
 «تاسمانی» سرزمین پستانداران باستانی است. اینجا قلمروی کیسه‌داران بومی در نیم‌کره‌ی جنوبی سیاره‌ی زمین است: کیسه‌داران شناخته شده‌ای مانند کانگورو و همچنین پستانداران کیسه‌دار کمتر شناخته شده‌ای مانند گرگ تاسمانی. این جزیره شاید از معدود مکان‌های باقی‌مانده‌ای است که هنوز به‌طور کامل مورد دست‌اندازی انسان‌ها قرار نگرفته و بخش‌هایی از جنگل‌های انبوه و ارتفاعاتش، دست نخورده و بکر در جنوب شرقی استرالیا جاخوش کرده است. از پستانداران شگفتی که در این بخش از کره‌ی زمین زندگی می‌کرده و شاید هنوز هم در جنگل‌های درهم تنیده‌ی آن بتوان ردپایی از او یافت، گرگ تاسمانی است. اگر فیلم «شکارچی» (The Hunter) را دیده باشید، با ماجرای تلاش دانشمندان برای یافتن نشانه‌هایی از حضور گرگ‌های تاسمانی در جنگل‌های آن مناطق آشنا هستید. در دنیای واقعی نیز همه‌ی زیست‌شناسان، انقراض این گرگ را باور ندارند. شکارچی‌ای که می‌تواند هنوز هم در سایه‌روشن جنگل‌های تاسمانی، به‌دور از چشم انسان‌ها به زندگی خود ادامه دهد. عجیب نیست که روی بازوی افسران یگان‌های ویژه‌ی ارتش استرالیا، تصویری از گرگ تاسمانی نقش بسته است.

  یک گوشتخوار استثنایی
کاشفان فرانسوی در سال 1792 (1171) اولین‌بار گرگ تاسمانی را مشاهده و توصیف کردند. این پستاندار با نام علمی Thylacinus cynocephalus  جانداری شکارچی است با سر بزرگی شبیه به سر سگ‌های اهلی. ترجمه‌ی نام علمی این جانور نیز اززبان لاتین گواه همین موضوع است: کیسه‌دار کله سگی. این حیوان، بزرگ‌ترین گونه‌ی گوشتخوار کیسه‌دار شناخته شده‌ است. طبق برخی شواهد، به‌نظر می‌رسد این حیوان در اوایل قرن بیستم منقرض شده است. این گوشتخوار را ببر تاسمانی نیز می‌گویند که به دلیل وجود خطوط سیاه‌رنگ روی سطح پشتی بدنش است. بااین‌حال در اغلب نوشته‌ها از این کیسه‌دار با عنوان گرگ تاسمانی یاد می‌شود.
قلمروی اصلی این شکارچی در جزیره تاسمانی، جنگل‌های شرق استرالیا و جزایر مجاور ساحل جنوبی و شرقی استرالیا بوده و نقش آن «شکارچی رأس هرم غذایی» بوده است. از این نظر، گرگ تاسمانی با پستاندارانی نظیر گرگ و ببر «فرگشت همگرا» داشته است هرچند خویشاوند کیسه‌داران گوشت‌خوار استرالیایی مثل شیطان تاسمانی و «نامبَت» (Numbat) بوده است.
گرگ تاسمانی یکی از تنها دو کیسه‌داری است که در هر دو جفت نر و ماده می‌توان کیسه را مشاهده کرد (کیسه‌دار دیگر صاریغ آبزی است). در جنس نر وجود کیسه برای حفاظت از بیضه‌هاست و در ماده‌ها ایفاگر نقش مراقبت از نوزدان و محلی برای رشد و کامل شدن بدن آنهاست...

معمای وارمینستر

نویسنده: دیوید کلارک، ترجمه: سید معین عمرانی
معمای  وارمینستر
براساس ادعاهای ثبت شده در دهه‌ی ۱۹۶۰/ 1340، آسمان‌ها پر از نشانه‌ها و عجایب بودند. بشقاب‌پرنده‌ها در آن زمان، بخشی از انفجار علاقه به مباحث مربوط به علوم و مکاتب اسراری بودند...
براساس ادعاهای ثبت شده در دهه‌ی ۱۹۶۰/ 1340، آسمان‌ها پر از نشانه‌ها و عجایب بودند. بشقاب‌پرنده‌ها در آن زمان، بخشی از انفجار علاقه به مباحث مربوط به علوم و مکاتب اسراری بودند. این موج از انگلستان و ایالات‌متحده آغازشده و به دیگر نقاط جهان سرایت پیدا کرد. در دنیای غرب، هزاران نفر از جوانان درگیر «جنبش‌های عصر جدید» (New Age Movements) شدند. آنها به استفاده از شیوه‌های عرفانی شرقی، مواد روان‌گردان، علوم اسراری و حتی یوفولوژی پرداختند تا خلأ زندگی خود را پر کنند. البته در این میان صحت‌وسقم ادعاهای مطرح‌شده توسط شاهدان عینی معمولا به‌خوبی سنجیده نمی‌شود. به‌همین‌دلیل یکی از گروه‌های یوفولوژیست تصمیم گرفت تا تحقیقات ویژه‌ای در این زمینه انجام دهد. این تحقیقات بااینکه در یک شهر کوچک انجام شدند، اما برای همیشه اثر خود را در تاریخ یوفولوژی بر جای گذاشتند.

یکی از کتاب‌های محبوب در آن دوران، «مشاهده‌ی بشقاب پرنده» (The Flying Saucer Vision) نوشته‌ی «جان میچل» بود. در این کتاب سعی شده بود تا بین گزارش‌های یوفوها و افسانه‌های باستانی انگلستان ارتباطی برقرار شود. میچل در آن زمان برای اولین‌بار این ایده را مطرح کرد که سرنشینان یوفوها از خطوط انرژی خاصی -که «لِی‌لاین» (Ley Lines) نامیده شدند- به‌عنوان مسیرهای حرکت خود در سطح سیاره‌ی ما استفاده می‌کنند.
ییلاق‌های «ویلت‌شایر» (Wiltshire) با حلقه‌های سنگی مشهور و آثار باستانی شگفت‌انگیزش تبدیل به محبوب‌ترین نقطه‌ی زمین برای علاقه‌مندان به یوفوها و (بعدها) نقوش مزارع شد. «گلاستون‌بری‌تور» (Glastonbury Tor) در «سامِرسِت» و جاهایی مانند آنها ناگهان تبدیل به دروازه‌هایی باستانی برای بشقاب‌پرنده‌ها شدند و یوفولوژیست‌ها را مانند پروانه‌ای که به‌سوی یک شعله جذب می‌شود به این منطقه کشاندند. البته زمانی‌که هیپی‌ها مشغول تماشای آسمان بودند «دیوید سیمپسون» و دوستانش کسانی را می‌دیدند که ادعا می‌کردند در آسمان یوفو دیده‌اند. آنها جرئت کرده و از خود می‌پرسیدند که آیا آنها واقعا سفینه‌هایی از جهانی دیگر دیده‌اند یا اتفاقات دیگری در زمین‌ها و تپه‌های جنوب انگلستان در جریان است؟...